۱۳۸۷ آذر ۲۳, شنبه

76- تعطیلات

از فرصت استفاده کردیم دو سه روزی رفتیم به دیارمادری و سری به اصفهان زدیم . ترافیک و آلودگی هوا مثل تهران و رانندگیها که تابع هیچ قانونی نبود جلب توجه می کرد. تقریبا نود درصد چراغ قرمزها هیچ معنی و مفهومی برای نود درصد راننده ها نداشت!!؟
بگذریم ؛
حالی همیدون که خوبس ایشالا:))ا

۱۳۸۷ آذر ۱۸, دوشنبه

75-only 18+

یه روز یه بچه تخس و مامانش سوار تاکسی میشن راننده هه هم ازین سیبیلو داش مشتیا ؛ بچه برمی گرده میگه مامان مامان میشه یه سوال از آگای رارنده بپرشم میشه میشه ؟ مامان میگه نه بچه ساکت باش حواسشونو پرت نکن ؛ بچه هه گیر سه پیچ میده وخلاصه راننده میگه: آبجی چرا اذیتش میکنی بذار بپرسه بگو عمو جون چیه؟
بچه میگه : عموو رارنده آگه باباتون گاو بود مامانتونم گاو شما چی میشدین !؟
راننده سرخ میشه میگه خوب گوساله دیگه عمو جون
بچه دوباره میگه اونوخت اگه باباتون خر بود مامانتونم خر چی میشدین ؛؟راننده سیبیلشو می جوه میگه کره خر دیگه عمو .....وهمینجوری ادامه میده که مامانه میبنه اوضاع نافرم شده تشکر میکنه و میگه پیاده میشه .
موقع رفتن راننده دست بچه رو میگیره میگه عمو حالا تو بگو ببینم ؛اگه مامانت ج..ه بود بابات جا.. تو چی میشدی ؟!

بچه یه کم نگا میکنه میگه خوب رارنده تاکسی دیگه.

اینو از لج اون راننده ای تعریف کردم که امروز به اسم در بستی از سر میدون ونک سوارم کرد تا میدون شیخ بهایی و بعد که فهمید دیرمه و هول هستم به بهانه اینکه خطی نمایشگاهه 4000 تومن ازم گرفت .
نامرد داشت داد میزد دربست و تو هیچ ایستگاهی هم نبود ، منم برا چهارمین بار واسه حضور تو یه جلسه با تاخیر داشتم میرفتم وقت بحث و چک چونه نداشتم مجبور شدم بدم .

۱۳۸۷ آذر ۱۶, شنبه

75-قوی

لهجش جنوبیه میگه شیش روزه سرماخوردم خود درمانی کردم فایده نداشته یه چیز قوی بده خوب شیم دکتر معاینه میکنم و میخام دست به قلم شم نسخه بنویسم می پرسم چی مصرف کردی میگه 6.3.3 زدم میگم چندتا میگه روزی یکی !!! گفتم یعنی 6 روزه 6 تا زدی ؛ میگه آره دکتر افاقه نمیکنه ولی؟؟؟تو رو خدا یه قوی بده ما خوب شیم .
یکی از سوالات همیشگیمه که چرا فکر می کنیم درمان دردناک و با تیغ و سوزن باید بهتر از دارو خوراکی جواب بده و بعد هرچی درد کار درمانی بیشتر و سختتر بشه هم سریعتر و موثر تر عمل میکنه

۱۳۸۷ آذر ۱۵, جمعه

74-مو


زن و شوهر جوون اومدن و بر خلاف معمول آقا نشست رو صندلی معاینه ؛بعدم با لبخند گفت مریض نیستم .واسه ریزش موهام خانوم اصرار داشت مشاوره کنیم.
بعد از چند تا شوخی راجع به اینکه موهاش مدل موهای من میشه و این حرفها ، گفتم الان که وضعت خوبه و هنوز نمیشه راجع به روشهای پیوند توصیه کرد .
دارو درمانی قضیه دو نوعه مینوکسیدیل که با روزی دو بار استفاده موضعی و ریت موفقیت سی درصدی اونم بعد 6 ماه مورد علاقه من که نیست. و راه آخرم قرص فیناسترید هستش که خوب بستگی به تحمل عوارضش جوابش خیلی خوبه .
پرسید عارضه چی داره ؟
گفتم ضعف جنسی ایجاد میکنه . می خای نسخه کنم؟
یهو زنش خیلی قاطع گفت نه دکتر و از جاش پاشد !! تشکر کرد رفت سمت در و مرد هم به دنبالش.

یه نه بود ولی خیلی درد دل توش بود ؟!

۱۳۸۷ آذر ۱۲, سه‌شنبه

73-سوتی

بچه های ای سی یو صدام کردن که یه مریض بد حاله .دیدم یه پیر زن ورچولوزیده 87 ساله که به خاطر سکته مغزی تو کما رفته و تو پروندش یه لیست از انواع بیماریها رو تو سابقش داره ؛ریتم قلبش بهم خورده و به درمان اولیه جواب نداده سوپرم اومده بالا سرش و منو صدا کردن شوک بدم.
حالا 4 تا پرستار و سوپر دور تختن و منم پرونده رو خوندم نگاشون میکنم .گفتن دکتر چکار کنیم ؟گفتم خوب با هم دعا می کنیم خدا عاقبت این بنده شو به خیر کنه و میذاریم در آرامش دقایق آخر عمرشو طی کنه . پنج جفت چشم گرد شد !که کاری نکنیم ؟؟ گفتم نه .سوپر گفت نه دکتر یه بار بازرس اومده بود ما راجع به مریض 90 و چند ساله اینو گفتیم کلی دعوامون کرد .
گفتم خوب من بازرس نیستم تازه اگر بازرست عقلش می رسید این وضع بهداشت درمان نبود.بعد یهو احساس کردم این تجمع و حساسیت واسه بیمار عادی نیست خلاصه شستم خبردار شد که ای بابا مریض فامیل یکی از این افراده .خلاصه مجبور شدم برای توجیح نظرم کلی فلسفه در مورد ابتدا و انتهای زندگی و دید فرهنگ شرقی نسبت به مرگ و تفاوتش با واقعیتها بدم که یه وقت به بی توجهی متهم نشم.
ولی واقعا اگر تو مذهب و فرهنگ ما مردن اینقدر با حساب پس دادن و عتاب و عذاب همراه نبود آیا اینقدر ازش می ترسیدیم.
تو فیلمهای خارجی و بخصوص اخیرا تو پرستاران دقت می کنم مریضهای اند استیج زیادی در کنار خانواده و بدون وصل شدن به دستگاه بنت و شلنگ و سرم مراحل پایانی زندگی رو طی میکنن و محترمانه و با آرامش میمیرن .
کاش میشد یه کم بیشتر راجع به پایان این دوره که یه روزی شروعش بوده فکر کنیم و به عنوان یه واقعیت محتوم با اطرافیانمون راجع بهش صحبت کنیم . شوک دادن به اون بیمار شاید چند روز دیگه در اون حالت نگرش می داشت ولی بعدش چی .
اگرچه که صبح که حالشو پرسیدم؛ درمان دارویی ریتم رو منظم کرده بود و همچنان در کومای خودش سیر می کرد.

72- دل انگیز

پست گیلاسی راجع بعه عضو شریف خانم جی لو منو یاد یه تجربه - خاطره انداخت . تو دوره طرح که دست به خود تبعیدی زده بودم و تو یه روستاهای کردستان مشغول کار بودم یه روز دو تا دختر جوون اومدن که یکیشون یه شکایت معمولی داشت بعد دومی پرسید راجع به پوست می تونم راهنمایی کنم. پرسیدم مشکلت چیه؟ گفت رو پوستم خط افتاده. گفتم ببینم .با کلی حجب و حیا و سرخ و سفید شدن نشونم داد که روی ران و شکمش استریا ( خطوط پارگی پوست که در تغییر وزن پیدا میشه) داشت شروع کردم شرح حال گرفتن و هر چی به ذهنم رسید پرسیدم وقتی هیچی پیدا نکردم و موندم تو گل. یه کرم ترمیم کننده گیاهی دادم گفتم دو هفته دیگه بیا تغییرشو ببینم . اینجوری فرصت مطالعه و مشاوره داشتم .خلاصه تو کتابا هم فقط به همین مورد تغییر سایز و عوارض دارو مثل کورتون و اختلالات فوق کلیه اشاره کرده بود که همشو تو معاینه و شرح حال پرسیده بودم.طرف برگشت دوباره از اول شروع به کنترل کردم که گفت یه قرص واسه چاق شدن از یه فروشنده دوره گرد خریده که تقویتیه. گفتم بیارش آورد دیدم بتامتازون خوراکیه (کورتون قوی که عارضه تجمع چربی وآب در بدن ایجاد میکنه)خلاصه علت کشف شد که مرض چی بوده . حالا اینجا ی کار واسم جالب بود و ربطش به پست گیلاسی که: کردا ی کردستان جزو خالصترین نژادای ایرانی هستن وبه واسطه تغذیه و محیط خانومهاشون اغلب هیکلهای قلمی و بسیار خوش فرمی دارن که میشه راحت مانکن بشن بعد تو اون فرهنگ زن چاق خوشگل محسوب میشه و هزار جور تلاش و هزینه میکنن که شکم وسینه وباسن رو بزرگ کنن که زیبا به نظر بیان!!!واقعا این مقوله زیبایی کاملا فرهنگیه و در جوامع مختلف متفاوته

۱۳۸۷ آذر ۱۱, دوشنبه

71/5- دوبسسسس 2

همسر گرام هم موفق به عبور از سد امتحان زبان شد حالا دوباره دوتایی باید بریم به جنگ دروس دانشگاهی و امتحانات علمی و عملی؛ التماس دعا.