۱۳۸۸ مهر ۲۲, چهارشنبه

70 - مشکل

یکی از گرفتاری هایی که تو دوران زبان خوندن واسه ایلتس داشتم و دائم با معلم هام کلنجار میرفتم ترجمه مسائلی بود که پس زمینه فرهنگی ایرانی داشت و وقتی به انگلیسی نوشته می شد به زعم اساتید گرامی نامفهوم و غیر منطقی بود در حدی که یکیشون بعد از چند جلسه قطع امید کرد و گفت بهتره انتظار کسب نتیجه دلخواه رو نداشته باشی و آب پاکی رو ریخت رو دستمون که از تو گذشته بخوای ذهنیتت رو عوض کنی.
چند وقت پیش تو یه ویدئو های یوتیوب یه خانمی ادای لهجه انگلیسی ملیتهای مختلف رو در میاورد از جمله ایرانیها جالب بود گذشته از اکسنت خاص ایرانی رو استفاده از جمله" نو پرابلم "تاکید کرده بود.
فکر کردم دیدم راس میگه ها ؛اینجا اصلا این جمله شنیده نمیشه و استرالیان که میگن " نو ووریز".
"خوشحال شدم که مشکل ترجمه فرهنگی فقط مختص من نیست و ظاهرا خیلی هم "اشکالی نداره

۱۳۸۸ مهر ۲۰, دوشنبه

69 - بین

ایرانم که بودیم بطور غیر رسمی از کیسه های خرید به عنوان کیسه زباله استفاده می کردیم و اینجا هم با وجود سطلهایی که اصلا برای این منظور طراحی و چک اوت بگ بین اسمشونه این کار کاملا رسمی شده.
اونور وقتی پستهای همایون خان خیری رو راجع به صرفه جویی آب می خوندم یه احساس تهاجم فرهنگی بهم دست میداد ولی اینجا یه دو بار که قبض 70 - 80 دلاری اب دادم دیدم نه تهاجم اقتصادیه و منم به راههای صرفه جویی دقت کردم .
این شستن سطل زباله علاوه بر نا مطبوع بودنش اب حروم کن هم بود منم به جای یه کیسه دو تا تو سطل گذاشتم که هم از تجمع کیسه ها کم کرد و هم میزان الوده شدن سطل و نیاز به شستنش کم شد .خلاصه خودم که هربار کیسه رو بر میدارم و میبینم سطل خشک و تمیزه کلی حال میکنم
حالا بماند که سبد خریدهای چند بار مصرف به جای کیسه نایلون داره بهمون در مورد حفظ محیط زیست تهاجم فرهنگی میکنه

۱۳۸۸ مهر ۱۴, سه‌شنبه

68 - لاله

دیروز؛ کامنت یکی از دوستای خوب نادیده(ماهی عزیز) ما رو به دیدن دنیای زیبای لاله ها فرستاد .
فستیوال لاله ها بود و من به خیال اینکه خوب یه چیزی مثل همون گچسر خودمونه غر و لند کنان دنبال همسر گرام راه افتادم.
ولی بازم دیدیم وای, خدا یه تیکه دیگه از بهشتم گذاشته اینجا ؛و اون باغچه ی گچسری لاله ها یه چیزی تو مایه بیشین بینیم بابا و ایناس :)
خیلی دلم میخاد به خاطر این گلهای خوشگلم که شده یه فوتو بلاگ بزنم ولی حیف فرصت اجازه نمیده.
این دفعه عکس بزرگ میزارم دوستان با اینترنت کند سرعت ببخشن.



برنامه تا 13 اکتبر ادامه داره و لینکشم تو کامنتای پست قبل هست محض اطلاع

۱۳۸۸ مهر ۱۳, دوشنبه

67 - آرجی

هفته آخر سپتامبر و اول اکتبر در ملبورن یه فستیوال هنری به نام فرینج برگزار میشه که حدود 400 برنامه هنری مختلف در محلهای متفاوت ارائه میکنن.هفته قبل هوس کردیم بریم فرهنگمونو بالا ببریم گفتیم بریم فستیوال هنری . خلاصه همسر جان هم یه توصیفاتی از دوستاش شنیده بود هرچی من سرچ می کردم برنامه با اون مشخصات تو فرینج پیدا نمیشد.منم دل رو به دریا زدم یه برنامه که تو یه کاباره بود و دو تا خانوم مجریش بودنو انتخاب کردم آدرسو برداشتیم راه افتادیم .شروع برنامه ساعت 6/5 بود ما 7.5 رسیدیم که دیدیم نه هنوز صف هست وملت مشتاق وایسادن ما هم وایسادیم و صف رفت جلو دو تا بلیط دادن بمون 40 دلار ونشستیم تو یه سالن که جمعیت 100 -150 نفری توش بود.
هرچی با اون کاباره های فیلم فارسی مقایسه کردم دیدم یه جای کار میلنگه .بالاخره برنامه شروع شد و یه پسر جوون با تی شرت و شلوار جین اومد رو سن و شروع کرد صحبت و ملت مشتاق هم از خنده غش و ضعف میکردن منم با یه پوزیشنی که چشمم به عیال نیفته نشستم و تا آخر برنامه به فیلم صمد به نیویورک میرود فکر کردم.
بعد 45 دقیقه هم با کلی سوت کف خدافظی شد و ملت صف کشیدن با آقای آرجی بارکر که از آمریکا برای اجرای این برنامه اومده بودن عکس گرفتن و سی دی اجراشو خریدن.
ما هم با همون احساس که عرض کردم از در اومدیم بیرون.
تو این 45 دقیقه بجز 6-7 دقیقه که این آقا اختصاصا راجع به بالز ودیک خودش صحبت کرد حداقل نود بارم اف حواله موضوعات مختلف کردواین ملت استریل هم خندیدند.
و به این ترتیب ما مورد افزایش فرهنگی قرار گرفتیم. اینم عکس طرف چون یه ماه ونیم اینده در تمام قصبات استرالیا برنامه داره منم تبلیغشو بکنم


۱۳۸۸ مهر ۱۱, شنبه

66- ددر

گواهینامه دار شدیم کارم که نداریم فعلا هی خایم(می خواهیم) یه کم بریم ددر تا دور و اطرافو بگردیم . برای شروع با سابقه ای که از وبلاگ پویا ی عزیز داشتم رفتیم اولیندا و عجب زیبا بود؛ خلاصه که بسیار لذت بردیم و به همه دوستان ملبورن نشین هم توصیه میکنم یه سر برن حداقلش یه یادی از جاده چالوس و کلاردشت تازه میشه با این فرق که نه یه تیکه کیسه نایلون به بوته ها اویزونه نه یه بطری خالی نوشابه دور و بر افتاده ونه پاکت چیپس و پفک زمینو فرش کرده و البته اگر اهل پیک نیک هم باشین امکانات معمول در دسترسه.ما که تجهیزات بردیم و ازروزمون حداکثراستفاده رو کردیم جای همگی خالی

۱۳۸۸ مهر ۱۰, جمعه

65 - تره!!

دفعه اول که رفتیم سراغ خرید سبزیجات دیدیم تره در تره بار فروشی نیست از خاله پرسیدیم گفت بیاین تا نشونتون بدم کجا هست بعد سبد و قیچی ورداشت بردمون تو پارک یه تیکه از چمن ها رو نشون داد گفت اینا همش تره هسش مام چیدیم و دیدیم بعله و خلاصه از نگرانی برای قرمه و کوکو خارج شدیم. برای اطمینان یه بغلش رو هم با ریشه کندیم آوردیم خونه کاشتیم محض خودکفایی حالا که تره ها به گل نشسته می بینیم ای بابا این مملکت میتونه تره صادر هم بکنه .به هر حال
دوستان این گل تره هست منکه تا حالا ندیده بودمش

۱۳۸۸ مهر ۹, پنجشنبه

64 - ذوق

وقتی میدیدم دوستان استرالیان برای گرفتن گواهینامه شون اظهار شادمانی میکنن و پست می زارن فکر می کردم آخه یه گواهینامه گرفتن بعد این همه سال رانندگی که ذوق نداره .ولی نمی دونین خودم امروز چقدر حال کردم وقتی خانم افیسر اومد و گفت کانگوجولیشن