۱۳۸۹ خرداد ۳۱, دوشنبه

8 - رضایت

همکار سوپر وایزرم یه نمونه فرم رضایت نامه بیمار برای انجام اعمال سرپایی رو بهم میده ببینم؛مال عمل ختنه هستش!؟توی فرم خانواده بچه اعلام می کنن مسئولیت عواقب این عمل رو می دونن و می پذیرن ،از جمله احتمال بروز مشکل در تصور ذهنی از شکل اعضای بدن در دوره بلوغ و از طرف دیگه میگه: دولت ویکتوریا مسئولیتی برای پرداخت غرامت بخاطر انجام این عمل در صورت بروز مشکل نداره؛ چون یه عمل زیبایی محسوب میشه !!!؟
خوشگل شده بودیم و خبر نداشتیم  

۱۳۸۹ خرداد ۱۹, چهارشنبه

7 - تولد

یکسال از دومین ورود و استقرار ما در استرالیا گذشت .
یک سال بیکاری و فرصت فراوان برای خود سرگرم سازی ،مطالعه،خانه داری،همسر داری،گودر خوانی.
ولی خوشبختانه این دوره داره به پایان خودش نزدیک میشه و با رجیستر شدن درویکتوریا امیدوارم بزودی کارمو شروع کنم.
به همین خاطر مجبور به یه اسباب کشی هم هستیم و دوباره دست اندر کار بار و بندیل بستن شدیم.
نمی دونم تجربه های دنیای کار در اینجا چقدر با اونجا قابل مقایسه هستش ولی بازم سعی خواهم کرد براتون بنویسم چون می دونم که خیلی حوصله نوشتن راجع به چیزای دیگه رو ندارم خصوصا مسایل سیاسی، اقتصادی ،اجتماعی مملکتمون رو که فکر هم    می کنم با فاصله ای که داریم دنبال کردن و اظهار نظر راجع بهش خیلی جایگاهی برامون نداره
.
به مناسبت شیرینی تولدم و رجیستری این عکسا تقدیم همه دوستایی که همراهم بودن 


این عکس از گلهای امسال ارکیده مونه


اینم طوطیای سفید گرانت پیک نیک گراند در اولیندا

۱۳۸۹ خرداد ۳, دوشنبه

6 - تمدن

 از دیروز که این ویدئو جریان این دخترا رو تو خاوراندیدم همینطور رو اعصابمه که اینا یعنی امت غیور حزب ال.. بودن ؛ ملت فهیم همیشه سبز بودن ؛ نوادگان کوروش و داریوش بودن ؛پیروان علی  و حسین بودن ...؛ چه جونورایی بودن که اینجوری عین شغال با این هیجان دنبال اون دو تا بدبخت می دویدن. حالا به فرضم اینا ج.. بودن ، آخه وسط بزرگراه با اون همه جمعیت کی می خاس چی کار کنه باشون؟
به عیال میگم به خدا فاصله ملتمون تا تمدن همین فاصله 1400 تا 2010 هسش حالا بگو خیلی ارتباطات لطف کنه بشه نصف و هوش مورد ادعای هم وطنانمون هم صحت داشته باشه بشه یک چهارم یعنی بازم 150سال تا رفتارهامون متمدنانه بشه وقت میخایم

۱۳۸۹ خرداد ۲, یکشنبه

5 - رقابت

یکی از جلوه های قشنگ آزادی رو اینجا تو رقابت شرکتها و تبلیغاتشون میشه دید. ائودی مستقیم خودشو با بی ام و مقایسه میکنه تویوتا با فورد ؛ داو با پالمولیو و از  همه با مزه تر پریروز دیدم اخبار شبکه هفت تو تبلیغ خودش میگه : وقتی خبرنگارای ما داشتن از درگیری درخیابونا تایلند براتون خبر مخابره می کردن خبرنگارای شبکه نه از پارکینگشون تو ملبورن خبرارائه می دادند 

۱۳۸۹ اردیبهشت ۲۵, شنبه

4 - آرزو

دیروز یک دختر استرالیایی(جسیکا واتسون کوئنزلندی) که دو سه روز دیگه 17 سالش میشه از سفر 7 ماهه خودش به دور دنیا به تنهایی و با قایق بادبانی برگشت. حدود ده هزار نفر در سیدنی به استقبالش رفته بودن و حدود صد تا قایق هم در دریا منتظرش بودن و برنامه های تلویزیون هم حدود 3 ساعت به این جریان اختصاص داشت.
اقای کوین راد نخست وزیر در سخنرانی که برای استقبال از این دختر در محل اپرا هاوس انجام داد اون رو قهرمان ملی استرالیا نامید ولی خود دخترک در صحبتی که در ادامه انجام داد گفت: من با آقای نخست وزیر مخالفم (سوت و کف حضار) من قهرمان نیستم ؛ من یک دختر معمولیم که رویاهام رو باور دارم.

''I don't consider myself a hero,'' 
''I'm an ordinary girl who believed in her dream.''
منم به ارزو هام اعتقاد دارم

۱۳۸۹ فروردین ۲۸, شنبه

3 - دیوونه

خانم میانسال و با سر و وضع نه چندان مرتب و اضافه وزن مشخص اومده و شکایت کمر درد و پادرد و عدم رضایت از درمانهای انجام شده توسط خدایان روماتولوژی و ارتوپدی پایتخت داره و اصرار برای دریافت یه آمپول کورتون طولانی اثر.
معاینه کردم عکس سی تی و آزمایشا رو دیدم و شرح حال مفصل گرفتم و تشخیصم اینه که اضطراب؛ افسردگی و اضافه وزن و بی تحرکی مشکل اصلیه ،که مقداری ارتروز و پوکی استخوان طبیعی مربوط به سن همراهش شده و باعث به اصطلاح جسمی شدن علائم روانی شده .
 سعی میکنم با زبون ساده واسه مریض شرح بدم تا شیر فهم شه بقول معروف ، و اونم با تکون دادن سر و تائید حرفام به ظاهر دوزاریش میفته. ولی موقع شروع تجویز نسخه بازم میگه :میشه حالا یه دونه ازون آمپول شیریا هم بدین داشته باشم !!؟
بنابرین با اخم و غرغر و توصیه به تحمل موقت درد تا شروع تاثیر دارو های ضد اضطراب و افزایش امادگی بدنی با ورزش امپول شیری هم میدم.
ده روز نشده همون آدم با لب لوچه آویزون میاد که دکتر دردم زیاده آمپوله رو هم زدم ولی خوب نشدم و لطفا یکی دیگه بدین تا بتونم تحمل کنم باز سعی میکنم تا با تشویق و اموزش و ترسوندن از عوارض کورتون راضیش کنم بیخیال شه ولی اصرار میکنه و قبض ویزیتم که دستشه بنابر این دست خالی نمیشه از در بره بیرون وعلی رغم تجویز آمپول مسکن باز هم گردن کجانه آمپول شیری هم میخاد که این بار با ابروهای در هم و نگاه غضب الود می نویسم و میدم دستش تا شاید خجالت کمک کنه و به حرفم توجه کنه.
وقتی هنوز دو هفته نشده باز همون مریض و با همون قیافه و شکایت تو مطب میبینی که طلبکارانه میپرسه پس این چه آمپول شیری یه که شما میدین چرا تاثیر نداره میبینی که مجبوری تو تشخیصت تجدید نظر کنی  به جای اضطراب یه کمی به مسائل جدیتر فکر کنی و برای رضایت مریض هم یه آمپول شیری بدی که حداقل در راستای تشخیصت عمل کنه.
اینجوری میشه که مریضت داروی ضد سایکوزمیگیره و با رضایت سه ماه بعد میاد و دیگه هم کورتون نگرفته و کیفیت خوابش بهتره و برای ورزش انرژی پیدا کرده و به جا چادر گلگلی چرکولکشم یه مانتو روسری مرتب پوشیده........


نگاشته شد برای رفع نگرانی از عزیزانی که داشتن اعتمادشون به پزشکا رو از دست میدادن و بعضی که نواحی خاصی رو تهدید  کرده بودن)  

۱۳۸۹ فروردین ۱۸, چهارشنبه

2 - بعد

میگن یه بنده خدایی میره دکتر از درد معده شکایت میکنه دکتر دوا میده. هفته بعد دوباره میره که خوب نشدم و نسخه عوض میشه و این جریان هفته بعد تر و بعد ترترش هم تکرار میشه. تا بعد 10 -15 دفه یه روز که دکتره احتمالا خیلی شاکی بوده همون مریض بازم با همون شکایت میاد و دکنرم 4 لیتر اسید سولفوریک 98 تجویز میکنه قبل از غذا یکجا میل شود.طرف میره دیگه نمیاد دکترم راضی که شرش کم شد و بعد البته عذاب وجدان میگیره و وجدان درد کشته بودتش که بعد سه 4 سال یارو رو تو خیابون میبینه .طرف میاد بغلش میکنه ماچ و دستتونو ببوسم و خلاصه اینکه: دکتر دستت طلا عجب نسخه ای بود این آخری خوب خوب شدم .فقط نمی دونم چرا ازون به بعد هر وقتی می گ..زم شورتم سوراخ میشه.
اینا رو که گفتم شاید واسه شما جوک باشه ولی واسه ما ها خاطره هسش .
 آخه خودم هم یه مریض داشتم با شکایت کمر درد یه خانمی بود و حتما هم آمپول می خاس و منم یه دفه که شاکی بودم براش یه آمپول درمان ضد اسکیزوفرنی نوشتم که آهسته رهش بود به قول این امروزیا ، و طرف سه ماه بعد اومد که کتر الاهی جدت خیرت بده من بعد چند سال این چن ماهه راحت خوابیدم ولی درده داره بر میگرده یکی دیگه از همون آمپولا بده
بعععله همه این قصه ها وقتی یادم اومد که تو این برنامه آموزش مداوم اینا راجع به تشخیص بیماری های روانی دیدم چه درصد بالایی از بیمارای مبتلا به  دو قطبی با تشخیص غلط اضطراب یا افسردگی مدتهای طولانی درمان میشن