.مامانه با یه پسر بچه دو ساله اومد تو مطب ؛ بچه مثل همه پسر بچه های دوساله شلوغ و شیطون بود.
من باید یه نامه ارجاع می نوشتم واسه مامانه، واسه همین کارم طول کشید و شاهد کلنجار مادر بچه بود .
البته کلنجار کاملا لفظی بود و از بشین، نکن و دست نزن شروع شد تا جایی که کاسه صبر مادر لبریز شد و گفت: "حالا که به حرفم گوش نمی دی وقتی برگشتیم خونه همه کتاباتو آتیش میزنم!!!!؟؟؟؟"
خداییش بچه هه موش شد وایساد کنار دیوار .
. منم که فکم زیر دست و پا بود و فکر می کردم خودم آیا در چند سالگی با این تهدید رام می شدم