۱۳۹۰ شهریور ۳۱, پنجشنبه

9 - داو

اینجا خیلی کارها توسط موسسات و گروه هایی غیر دولتی یا ان جی او ها و با نیروهای داوطلب انجام میشه که تحت نظارت و استاندارد هم هست.
اول کار که اومدیم مشغول کار شیم خیلی صادقانه سوال شد که خودمو تو چه بخشی از کارم ضعیف میدونم منم راست وحسینی گفتم تا حالا پاپ اسمیر (تست سرطان دهانه رحم ) نکردم ؛بعد دوران آموزش دانشگاه هم هیچ معاینه زنانی انجام ندادم.
به یکی ازین موسسات ارجاع شدم تا تو یه دوره اموزشی معاینه و سلامت بانوان شرکت کنم. 16 نفر پزشک خارجی بودیم که نصف روز دوره ی مطالب تئوری برامون انجام شد و نصف روز هم تو یه کلینیک زنان رو هشت نفر خانم که والنتی یر  بودن معاینه و تست و اسمیر رو انجام دادیم اغلب اونا برای این کار اموزش دیده بودن و بعد کار ما شروع می کردن به فید بک دادن و نقد بررسی شیوه و برخورد و ظرایف کار.
وقتی تموم شد فکر میکردم ترجمه والنتی یر داو طلب نمی شه چون اینا از هیچکی داوی، طلب نمی کردن و چه قشنگ و مسئولانه برای یه کار آموزشی تخصصی از وجودشون مایه میگذاشتن.

۱۳۹۰ مرداد ۲۵, سه‌شنبه

8 - زنده

مادر خونده رییس سرطان پیشرفته گوارشی داره ؛ در مرحله درمان تسکینی هستش و تو بیمارستان  . با مخدر و مسکن مطمئنیم درد نداره ولی هر روز التماس میکنه یه چیزی بدین من تموم کنم . میگه " نمی خام زنده بمیرم" . و حلقه اشک تو چشای رئیس غم انگیزه
کاش هیچکس زنده نمیره  

۱۳۹۰ مرداد ۱۳, پنجشنبه

7-زوج

یه خانم 91 ساله بستری کردم .بهش میخوره 70 سالش باشه ؛ رییس ازش می پرسه با کی زندگی میکنی .میگه شوهرم ؟!( معمولا خانم ها قبل ازین سن ها همسرشون رو از دست می دن.)
میپرسم همسرت چند سالشه ؟ میگه 86 . رییس میگه چند ساله با همین؟ میگه 46 سال :) میگه پس ازدواج اولتون نبوده . میگه نه هر دو مون تین ایجر داشتیم که اونا با هم دوست بودن بعد ما با هم اشنا شدیم و دیدیم با هم مچ هستیم؛ ازدواج کردیم.
خیلی برام با مزه بود، یاد این شوخی لوسی افتادم که تو دوره مجردی همه اقایون جا افتاده دنبال مادر دختر میگشتن با هم بگیریم .

۱۳۹۰ مرداد ۵, چهارشنبه

6 - ترجمه

داشتم یه فرم رو پر می کرد م وقتی تو محل شغل زدم جنرال پراکتیشنر دیدم واقعا چه ترجمه مزخرفی شده " پزشک عمومی" .
اینجا  واقعا جایگاه ما مثل یه ژنرال تو تیم درمان می مونه ، به همه دستور می دی همه باید بهت گزارش بدن، همه رو با هم هم آهنگ می کنی جزییات رو از کارهایی که برای مریضت انجام شده رو در نظر داری و واسه پیگیری ها هماهنگ میکنی . 
همه به این جایگاه احترام می گذارن و اهمیتش مشخص و قابل احترامه .متخصص می دونه که اگر تو یه زمینه دانشش بیشتره و یا دستمزد بالاتری داره دلیل برتریش بر تو نیست و هر کاری که واسه مریض بکنه مکتوب گزارش میکنه حتی از تمام مذاکرات ارجاعات بین متخصصها در زمینه های فوق تخصصی هم یک کپی به پزشک جنرال فوروارد میشه که باید بخونی و امضا کنی و به فایل مریض ضمیمه بشه.ونتیجه اینا کیفیت بالاتر رضایت بیشتر و همه اون چیزایی میشه تو بعضی جاهای دیگه نبود .
آره خلاصه داشتم به ترجمه فکر میکردم که چه چیزای دیگه با پسوند عمومی داریم فقط توالت عمومی و حمام عمومی یادم امد.
هم فکری کنین لااقل ترجمه هه رو درست کنیم تا برسیم به جایگاه.

۱۳۹۰ تیر ۲۹, چهارشنبه

5 - سبد

رو میز اطاق استراحت درمانگاه یه سبد حصیری شیک و بزرگ میوه های متنوع ؛ سلفون پیچ و روبان زده گذاشته . فکر می کنم چه کار جالبیه به جای گل بی فایده و شیرینی مضر کادو دادن؛ این مدل سبد میوه فرستادن، که اینجا رسمه. میرم کارت روش رو بر می دارم می بینم واسه خودم و رییس فرستاده شده و ازنگهداری مریضشون تشکر کردن. اسم طرف طبق معمول برام آشنا نیست از بچه ها ی درمانگاه می پرسم این از طرف کدوم مریضه میگن همون سرطان کبدیه که چند روز پیش فوت کرد . برام جالب بود ... دیگه چیزی رو با گذشته  مقایسه نمی کنم :)) خوشتره

۱۳۹۰ تیر ۲۵, شنبه

4 -مود

خیلی وقته دست و دلم به نوشتن نمیره و با لطف ارباب فیلترها رابطه با کلی از دوستان قطع شده و از گیر رو در بایستی با کسایی که احوال میپرسیدن هم خارج شدم .به نظر کلا از مود نوشتن خارج شدم.یه جورایی احساس می کنم دیگه رابطه برقرار نمی کنه نوشته ها ولی حیفم میاد این دفترم ببندم.پس تلاش میکنم برای تغییر مود ولی ...؟

۱۳۹۰ فروردین ۱۷, چهارشنبه

3 - زبان

تقریبا همه بچه های مهاجر در مورد تاثیر مشکل زبان روی همه شئون زندگی بعد مهاجرت متفق القول هستن و به نظرم تو مهاجرای ایرانی یه جورایی این مشکل بارزتر از بقیه است
من که شخصا خیلی عصبی میشم چون مواردی پیش میاد که برحسب تجربه خیلی راحت می تونم جمع وجورش کنم ولی به خاطر زبان اونقدر براش باید جون بکنم که بقول همسر گرام لج آوره.
تازه اونور بوم هم هست که یه مدت که تلاش می کنی سیستم عامل رو با انگلیسی بالا بیاری فارسی حرف زدنت قاطی میشه اولش فکر می کردم این کار کلاس گذاشتن واسه تازه به خارج رفته هاست ولی میبینم نه مشکل یه جاهای دیگه است.
با یه همکار عرب صحبت می کردیم و بحث سر منابع درسی بود وقتی شنید ما عمده کتابای رفرنس پزشکی رو به صورت ترجمه فارسی داشتیم و خوندیم کلی تعجب کرد و گفت اونا همون منابع رو به زبان انگلیسی استفاده می کردن .
باز یه جا در مورد دوبله فیلم بحث بود خیلی ها  براشون عجیب بود که ما به جای زیر نویس یا ترجمه صوتی ، دوبله داریم و دیالوگهای هنرپیشه ها رو با زبان و صدای خودشون نمی شنویم خصوصا حالا که خیلی فیلما تبلیغشون صدای فلان هنرپیشه است که توش صحبت کرده.
تا اینکه چند روز پیش یه ایمیل برام اومد که نوشته بود که لغت عجم در زبان عربی به معنی کند زبان و گنگ هستش و به خاطر ضعف ایرانی ها در یاد گیری زبان عربی به اونا گفته می شده ؛ خلاصه به نظرم یه مشکل ژنتیک زبانی داریم که ریشه تاریخی هم داره.