۱۳۸۷ آبان ۲۱, سه‌شنبه

60- خواب

دیشب از اون شبای بقول اهل کشیک شیفت سگی بود 4 تا مریض ساعتهای 10 - 12- 1/5 - 2/5 دیدم ساعت 5 رفتم سر یکیشونو بخیه کردم ساعت 6/5 به یکی دیگه سوند زدم.یعنی به معنی واقعی ری..ه شدن تو خواب آدم .من خیلی آدم راحتی در به خواب رفتن نیستم جا بجا شدن و جا خواب ناراحت بیمارستان هم که مزید بر علت میشه اینجوری هم بد شانسی بیاریم نور علی نور.امروزتا شب هم همچنان باید سر کار باشیم. بعد میگن چرا دکترا خودشون زود میمیرن.

59-تشخیص


پی .تی اس.دی یا استرس بعد از تروما که یه مقوله روانپزشکی بود رو اولین بار تو سربازهای از جنگ برگشته و بعد تو بازمانده ها سوانح و حوادث تشخیص دادند ولی به تدریج با نازک نارنجی شدن ابنا بشر دیدن این مشکل بعد از سوانح کوچکتر هم تو بعضیها پیدا میشه . خوندم که در ممالک پیشرفته حتی بعد از یه سی .پی .آر ناموفقم هم استاف باید برن مشاوره که یه وقت روان شون گازش در نره.تو سریال پرستارانم یه بار بعد یه چاقو کشی تو بخش همه شاهدان برای مشاوره پیش روانپزشک احضار شدن . داشتم به موضوع فکر می کردم دیدم منهم بعد از مواجه شدن با حادثه دستبرد به گاو صندوق دفترمون که الان 6 7سال ازش میگذره هنوز تو شرایط اضطرابی شبا دچار کابوس برخورد با دزد میشم و معمولا با داد بیداد خودم از خواب بیدار میشم.تشخیص دادم منم پی تی اس دی دارم تا حالا نمی دونستم ؛ خودمونیم اگر واسه مریضام هم با این فاصله به تشخیص برسم مطمئنم دیگه هیچ مریضی باقی نمیمونه.

۱۳۸۷ آبان ۱۸, شنبه

58-صورتی

میگفت از وقتی رفتیم شمال یه جونوری رفت تو گوشم و اول صدا می داد حالا فقط درد دارم .اتوسکوپ گذاشتم یه چیز صورتی راهراه سفید با براقیت خاصی اون تو بود کفتم بیا دو سه روز این قطره رو بریز تا بعد شستشو کنیم.دیشب اومد که بشوریم خلاصه دم دستگاه رو راه انداختیم و آب رو اینجکت کردم تو گوش که دیلینگی یه تیکه گوش ماهی با مختصری شن اومد تو رسیور. خلاصه یک جانور جدید شمالی که میتونه تو گوش هم بره کشف شد.

57-سواد

چند وقته مطالعه منابع جدید واسه کسب آمادگی امتحان و تماشای پرستاران یه مقدار توجهم رو به نوع رابطه و آموزش به بیمار جلب کرده و در همین راستا تو مطب داشتم برا مادر یه دو قلو آسمی راجع به آسم توضیحات مفصل می دادم که برگشت گفت دکتر خیلی خرجشون کردم فایده نداشته؟؟انگار مثلا یه پراید از کمپانی کرفته حالا انژکتورش خرابه هزینه هم کرده درست نشده....حالا اینو داشته باشین ازون ورم صدای یه مریضه از بیرون بلند شده بود که به منشی قر می زد بابا این داره چیکار میکنه دو ساعته مگه سواد نداره ؛می خاد دوتا آمپول بنویسه بریم دیگه اینقد لفت دادن نداره که ؟؟؟

۱۳۸۷ آبان ۱۴, سه‌شنبه

56-زنده

پسره رو شب آخر مرداد پذیرش کردیم با یک دپرس فراکچر جمجمه به خاطر تصادف با موتور و در حالت کوما بود یک مرتیکه معتاد درب داغونم ضارب بود همراشون و یه مادر فولاد زره که همه کاراشو راه می نداخت. پسرک رفت ای سی یو مام خابیدیم دو تا شیفت بعد اتفاقی تو ای سی یو دیدمش تراک شده بود و همچنان در کوما و بعد بیخبر موندیم مثل همیشه که فقط مریضا از زیر دستمون عبور می کنن . دیشب دوباره ساعت دو بیدارم کردن همون پسره بود از خونه آورده بودنش به خاطر استفراغ مکرر همچنان هوشیاری کامل نداشت دست و پاش به خاطر بیحرکتی طولانی تغییر شکل داشت و پوست و استخون خالی بود همراهان همون افراد قبلی بودن ولی بر خلاف شب اول که نگران مردنش بودن حالا نگران ادامه زندگیش بودن .طفلک جزو کشته های تصادفات نبود ولی با مراقبتهای عالی که گرفته بودزندگی داشت می کردش....

۱۳۸۷ آبان ۱۳, دوشنبه

55-نه

تو دوره دانشجویی حس کردم ناتوانی در عصبانی شدن و دا د کشیدن و ابراز خشمم ناشی از ضعف جسمی و ترسه .رفتم کلاسهای کشتی و جودو و بدن سازی وبا قد قواره ای که داشتیم استیل مناسبو پیدا کردیم ولی مسئله حل نشد من هنوز نمیتونم با فریاد نه بگم و با پرخاش مخالفت کنم .گاهی وقتا واقعا دلم میخاد خشممو نشون بدم و بدون منطق خودمو تخلیه کنم ببینم چه مزه ای میده کسی راه حلی نداره

۱۳۸۷ آبان ۱۲, یکشنبه

54- آلرژی

همسر گرام امتحان زبانشو دیروز داد.خدا روشکر خوبم داده و راضی بود . عصر رفتم خونه به خاطر باز نشدن در پارکینگ نتونسته بود بره سر کار خونه بود و علیرغم حساسیت خودش به میگو واسه من میگو خریده بود که یه خوراک باش درس کنه شب که از مطب برگشتم یه دور به خاطر بوی غذا دچار حمله آسم شده بود؛ گفتم ممکنه علائم شدید پیدا کنی مراقب باش. خلاصه من داشتم لپ و لپ میخوردم اصرار کرد کم کم که بخورم تدریجا غیر حساس میشم منم خر شدم یه اپسیلونشو دادم خورد . نصف شب دچار حالت آسم شد یه ساعتی دستم بند بود تا اخر به زور اپی نفرین کنترل شد.امان از دست شکم. میگن آدمو به کشتن میده ها. ولی دستش طلا خیلی خوشمزه بود آوردم بقیشو امروز سر کار بخورم.