۱۳۸۷ آذر ۲۵, دوشنبه

78-عظیم

یه خانم مسن در مطبو چار طاق باز کرد وباز نگر داشت؛ یه مرد حدودا بیس بیسپنج ساله ی یکو هشتاد نود سانتی با یه شونه خودشو از در رد کرد اومد تو و هن هن کنان نشست رو صندلی معاینه که مظلومانه قرچ صدا داد . پسره انفولانزا شده بود و حالش حسابی ناخوش بود . موقع نسخه نوشتن پرسیدم چن کیلویی گف صدو شصت هفتاد ،نمی دونم درس ؟!! ولی به نظرم صدو هشتادو داشت .خلاصه یه نسخه دبل دوز دادمش و گفتم میدونی حدود 100 کیلو اضافه وزن داری گف: دکتر هر چی میخورم لاغر نمی شم گفتم بابا اشتباه برداشت کردی نباید بخوری تا لاغر شی ..گف آخه هوا هم میخورم چاق میشم .گفتم اگه اینجوری میشد همه افریقایی ها اضافه وزن داشتن نه آمریکایی ها ممکنه احتمالا مشکل ژنتیک داشته باشی ولی به هر حال اگه جلوگیری نکنی به 50 نمی رسی .
الان تو تو هر یه کیلوچربی که داری 9 گیلومتر رگ هست و این یعنی که 900 کیلومتر رگ اضافه بر سازمان داری که باید قلب بدبخت خون توش پمپاژ کنه یعنی هربار ازین جا تا بندر عباس و بلعکس گفت:آآآ گفتم حالا خود دانی برو عمل کن معده تو کوچیک کن .
دوباره به سختی بلند شد و هن وهن کنان ولی متفکر دوباره یه وری از در رفت بیرون

هیچ نظری موجود نیست:

خطایی در این ابزارک وجود داشت