۱۳۸۸ آبان ۲۳, شنبه

82 - فرار

برای من به شخصه مهاجرت یه جور فرار بود .من از دست ایرانی ها فرار کردم؛ از دست راننده های ایرانی, کارمندای ایرانی, مدیرای ایرنی, مغازه دارای ایرانی, همکارای ایرانی ,دوستای ایرانی, فامیلای ایرانی و......وگرنه که این آب و هوا کلاردشت بود ,این مارکا و برندا تو تندیس بود ,این معماری تو دریا کنار بود واین ماشینا تو کیش هم پیدا می شد .
من ازون فرهنگ ,ازون استیل روابط ,ازون توقعات و ازون آدما فرار کردم.
پس چرا باید توقع داشته باشم همکار ایرانیم اینجا تحویلم بگیره و کارمو راه بندازه, کارمند ایرانی واسم تره خورد کنه یا راننده ایرانی بهم خیلی لطف داشته باشه.
اینها همون جماعتن ؛ماها همون جماعتیم .
ولی اینجا تو این جامعه و فرهنگ رقیق شدیم و به چشم نمیایم .
حالا هر چه قدر هم که بخایم گنده گ..ی کنیم و خودمونو نواده کوروش و داریوش جا بزنیم و به جای ایرانی, پرشین معرفی کنیم همونیم که بودیم.
اینا رو برای دوستی گفتم که شاکی بود که موقع گرفتاری ایرانیای هموطنش محل سگ بش نزاشته بودن

۵ نظر:

leily گفت...

بسیار بجا و بمورد بود.جالب اینجاست که همون ایرانیها اینجا با اوزیها و چینیها و هندیها و... درست و با محبت برخورد میکنن اما به محض دیدن یه هموطن سوئیچ میکنن به همون اخلاق ایرانی و با همون استاندارهای ایران برخورد و رفتار میکنند.

ناشناس گفت...

سلام من یه ایرینیم که دنبال یه فارسی زبان در استرالیا میگشتم و چه بهتر که شما دکترید چون مشکل پزشکی دارم اگر براتون مقدوره آیدی یا ایمیلی بدید در جواب همین نظر تا باهاتون در میون بذارم.(حتما از ترنس ها چیزی میدونید ...)لطف بزرگی میکنید اگه کمکم کنید ممنون

IvIohammacI گفت...

دوست عزیز خیلی مممنون از اینکه برداشت شخصی تون رو مطرح کردید. این هموطن ستیزی که می فرمایید در ایران یک بحث ریشه ای دارد که سراسر با فرهنگ استبدادزده جمعی کل ایرانیان با اقوام و نژادها و مذاهب گوناگون ارتباط تنگاتنگ داره. نکته ای که بنده می خواستم جسارتا عارض بشم اینجا، این است که در بحث مواجهه با این پدیده های زشت اجتماعی در تعاملات با ایرانیان، نباید یکسویه نگری کرد. اینکه ما دائم از بی اخلاقی و بی فرهنگی دیگران ما، می نالیم و به خاطرش "فرار" هم می کنیم، یک چیز است و اینکه ما از خود چه واکنشی نشان می دهیم، چیز دیگر.به نظر حقیر، چاره کار، ترک دیار و یار به خاطر بدعهدی دیگران نیست (البته فقط اگر بهانه ترک دیار و یار، بدعهدی آنها باشد). همه جای دنیا از این تیپ آدمها که می فرمایید وجود دارد، با این تفاوت که نوع قانون و نوع اجرای قانون، رفتار آنها را مهار می کند. فقط خواستم عرض کنم من هموطنام رو در هر جایی که هستند دوست دارم، اگر کمکی از دستم بر بیاید (که البته و حتما هم بر می آید) همیشه در خدمتشان خواهم بود (در حد و توان خودم) و اینکه سعی می کنم در تعاملات با دیگران از همه نوع، با ذهنیت مثبت برخود کنم. ممنون از حسن توجه شما و با آرزوی کامیار و کامیابی برای شما

IvIohammacI گفت...

دوست عزیز خیلی مممنون از اینکه برداشت شخصی تون رو مطرح کردید. این هموطن ستیزی که می فرمایید در ایران یک بحث ریشه ای دارد که سراسر با فرهنگ استبدادزده جمعی کل ایرانیان با اقوام و نژادها و مذاهب گوناگون ارتباط تنگاتنگ داره. نکته ای که بنده می خواستم جسارتا عارض بشم اینجا، این است که در بحث مواجهه با این پدیده های زشت اجتماعی در تعاملات با ایرانیان، نباید یکسویه نگری کرد. اینکه ما دائم از بی اخلاقی و بی فرهنگی دیگران ما، می نالیم و به خاطرش "فرار" هم می کنیم، یک چیز است و اینکه ما از خود چه واکنشی نشان می دهیم، چیز دیگر.به نظر حقیر، چاره کار، ترک دیار و یار به خاطر بدعهدی دیگران نیست (البته فقط اگر بهانه ترک دیار و یار، بدعهدی آنها باشد). همه جای دنیا از این تیپ آدمها که می فرمایید وجود دارد، با این تفاوت که نوع قانون و نوع اجرای قانون، رفتار آنها را مهار می کند. فقط خواستم عرض کنم من هموطنام رو در هر جایی که هستند دوست دارم، اگر کمکی از دستم بر بیاید (که البته و حتما هم بر می آید) همیشه در خدمتشان خواهم بود (در حد و توان خودم) و اینکه سعی می کنم در تعاملات با دیگران از همه نوع، با ذهنیت مثبت برخود کنم. ممنون از حسن توجه شما و با آرزوی کامیار و کامیابی برای شما

IvIohammacI گفت...

دوست عزیز خیلی مممنون از اینکه برداشت شخصی تون رو مطرح کردید. این هموطن ستیزی که می فرمایید در ایران یک بحث ریشه ای دارد که سراسر با فرهنگ استبدادزده جمعی کل ایرانیان با اقوام و نژادها و مذاهب گوناگون ارتباط تنگاتنگ داره. نکته ای که بنده می خواستم جسارتا عارض بشم اینجا، این است که در بحث مواجهه با این پدیده های زشت اجتماعی در تعاملات با ایرانیان، نباید یکسویه نگری کرد. اینکه ما دائم از بی اخلاقی و بی فرهنگی دیگران ما، می نالیم و به خاطرش "فرار" هم می کنیم، یک چیز است و اینکه ما از خود چه واکنشی نشان می دهیم، چیز دیگر.به نظر حقیر، چاره کار، ترک دیار و یار به خاطر بدعهدی دیگران نیست (البته فقط اگر بهانه ترک دیار و یار، بدعهدی آنها باشد). همه جای دنیا از این تیپ آدمها که می فرمایید وجود دارد، با این تفاوت که نوع قانون و نوع اجرای قانون، رفتار آنها را مهار می کند. فقط خواستم عرض کنم من هموطنام رو در هر جایی که هستند دوست دارم، اگر کمکی از دستم بر بیاید (که البته و حتما هم بر می آید) همیشه در خدمتشان خواهم بود (در حد و توان خودم) و اینکه سعی می کنم در تعاملات با دیگران از همه نوع، با ذهنیت مثبت برخود کنم. ممنون از حسن توجه شما و با آرزوی کامیار و کامیابی برای شما

خطایی در این ابزارک وجود داشت