۱۳۸۷ شهریور ۵, سه‌شنبه

16

من ازون تیپ ادمایی هستم که بقول مرحوم پدر بزرگ آسیابم همه چی خورد میکنه . سالها غذای دانشجویی و مجردی و سلف بیمارستانی خوردن حس ذائقه رو تحلیل برده ولی خداوند متعال به تلافی این صبر و بردباری عیالی قسمت کرده که در هنر آشپزی سرآمده و خیلی وقتها دست پختش من بی ذوق رو هم مشعوف میکنه. صبح تا حالا با چند برش باقلوای خونگی حسابی محزوز شدیم و به قولی "چیف چردیم حسابی". .:))

۱ نظر:

لیلی گفت...

خب مرسی اینو زودتر بگو که تو مین نیستی و آیلتستونو قبلا دادین. هرچند قبلا به اون سایت سر زدم و به نظرم چندان کارامد نبود شاید حالا بهتر شده باشه. بین آیلتس 4 تا 7 هم که یه دنیا فاصله است. 4 رو به راحتی میگیری.
حالا بابا یه جواب به من میدی تا خودمو ننداختم تو زاینده رود یا نه؟! از وقتی تموم مدارک آیلتس و مدیکال و غیره رو دادی تقریبا چقدر طول میکشه تا ویزا بیاد؟ آخه میدونی ما کارامون به روال معمول نبوده. یه کم عقب جلو شده...
بیربط: اسم شوهر منم آرشه. این قشنگترین اسم پسرونه است. تبریک...

خطایی در این ابزارک وجود داشت